سلام.
امیدارم حالتون خوب باشه.
بدون مقدمه می نویسم.
قصد نوشتن نداشتم، چیزی نداشتم که بنویسم، توی این دنیای مجازی شما میاد یه چیزایی می نویسیدو میرید معلوم نیست که راست میگید یا دروغ، اکثرا همه تبلیغ می کنید ولی خب، بگید چی کار کنم.
چند ماهی نبودم، اما روزهای شاد و غمگینی رو پشت سر گذاشتم.
روزهای سیاسی، روزهای عاشقی، روزهای امتحانات، روزهای شاد و روزهای غمگین.
اینقدر دلم گرفته بود که با یه موزیک معمولی که فقط یه خورده غم توشه، اشک منم در میومد، مثل الان که دارم با همون موزیک می نویسم و با همون اشک واژه هام خیس شدند.
ببین چقدر دلمون گرفته که سریع اشکمون در میاد.
ببین چقدر بی معرفتی ها دیدم، بی وفایی ها دیدم که اشکم در میاد.
برا اونایی که تا هوا بارونیه می گن دوست دارم اما تا آفتاب میشه همه چی یادشون میره.
برا اونایی که ادعای مرامو معرفت می کنن، اما ذره ای از اونو نشون نمی دن.
برا اونایی که ادعای دوست داشتن دارن، اما هنوز نتونستن ثابت کنن.
برا اونایی که حرف از راستی و پاکی میزنن، اما میبینیم که نه اون بالایی ها هم دروغگو اند.
برا اونایی که همیشه و همه جا خودشونو خدا و پیغمبر دونستن اما چهره ی واقعی خودشونو نشون دادند.
برا اونایی که ....
بعضی وقتا که اشکی میریزم، سرمو بالا نمی گیرم، چون از خودم خجالت می کشم، البته اين حالتو خيلي دوست دارم چون سبك و آروم ميشم، مخصوصا وقتي به هق هق مي افتم، منظورم از خجالت اينه كه كسي نفهمه.
حیف از این حباب های پاک.
شاید به ظاهر اطرافم شلوغ باشه اما درونم تنهاست.
"شهریار قنبری" میگه:
مارو باش رو چه درختی اسممون جا میزاریم، ما رو باش.
قسمی جز اون دو چشم نامسلمون که نداریم، ما رو باش.
به هواداری تو، شیشه ی میخونرو با سنگ شکستیم نارفیق، سنگ و شیشه اگه دشمن، منو تو که موندگاریم، مارو باش.
چشم خشکیده داره به ناودون کوچه حسادت می کنه، ما به این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم، مارو باش.
غزل کوچه ی ما، غلندرای پیرو عاشق که اینه، فکر تازه عاشق پیاده باشه، ما که سواریم، مارو باش اینارو باش.
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.
و اینم برا اونی که همیشه فراموشم می کرده:
آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن، منو از این دلخوشی ها آرمشم رها نکن.
من برای با تو بودن پُر عشق و خواهشم، واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می کشم.
منو تو آغوشت بگیر، آغوش تو مقدسه، بوسیدن برای من تولد یک نفسه.
چشمای مهربونه تو منو به آتیش می کشه، نوازش دستای تو عادت ترکم نمیشه.
و در آخر:
جایت همیشه سبز است در خلوت خیالم.
خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام.
باش باش تو خوبی
