هر موقع اومدم بنویسم نصف مطلبم یادم رفت و همیشه همین طوری الکی نوشتم تا یادم بیاد.
اومدم از درد دل بیشتر شماها یا بهتر بگم خودمون بنویسم.
همه جور درد دلی داریم.
اول از یه دخترو بگم که ناراحت بود از اینکه معشوقش ازش دلگیره و شاید بخواهد ترکش کنه.
ما آدمها هیچ وقت نتوستیم همدیگرو درک کنیم، هیج نتونستیم دردای همدیگرو لمس کنیم، چرا بعضی از ما پسرها یا شما دخترها باید Multi Friend باشید، یعنی مثلا یه پسر با چندتا دختر رفیق باشه یه برعکس یه دختر با چندتا پسر رفیق باشه.
تا حالا فکر کردی ؟
اصلا تا حالا فکر کردی ما چه کمبودهایی داریم که میریم دنبال این کارا ؟
اکثرا پاسخ می دهند نبود همدم یا همدلو هم یار.
موافق نیستم ولی مخالفم نیستم.
اصلا چرا جنس مخالف مارو بیشتر درک میکنه ؟
اصلا چرا بعضی از ماها خیلی نامردیم ؟
یا چرا باور نداریم که یکی دوستمون داره نه به خاطر چیزی و نه به خاطر کسی.
البته توی این دوروزمونه هر کی ساده باشه بازندست، شاید مشکل من یا بعضی از شماها همین سادگی.
و من دیگه خسته شدم از این بی معرفتی و نامردی ها.
نمی دونم چرا کسی این احساس پاکو نمی بینه.
و دوم بگم بازم از یه دختر که ناراحت بود از کم لطفی خدا و بعضی مسائل
توی زندگیه من خدا بهم لطف کرده اما من قدرشو ندونستم.
وقتایی از خدا دلگیرم ۱ نگاه روبه آسمون می کنم قطره اشکی میریزم یه خورده با تندی ازش شکفه و شکایت می کنم،
به این رسیدم که اگه کاریو خاستم اما برام انجام نداد قسمت بوده و همین چند روز پیش ازش یه درخاست داشتمو برام انجام داد و من ممنونشم، او منو به خودش نزدیک تر کرد.
این من بودم که بهش توکل نداشتم.
اینو برا کسی گفتم که اومدو بهم گفت از ۱۷ سالگی کار می کنم برا کسی گفتم که اومدو گفت از این زمونه خسته ام دوست دارم خرج کنم دوست دارم پول داشته باشم دوست دارم حال بکنم.
منم خیلی هارو میشناسم که درد دلاشون اینه ولی یه لحظه ترمز دستیتو بکشو بیا پایین کاپوتتو بزن بالا یه نگاه بنداز:
ببین، خدا چی بهت داده:
دیدی ؟
یه بابای خوب یه مامان خوب خواهر و برادر سالم زندگی آروم، شاید بازم به خودت بگی نه، همه ی فشار خونه روی منه من خرجیه خونرو در میارم.
ببین آدم باید سختی بکشه تا نتیجشو ببینه.
می دونم الان بازم به خودت می گی آخه چقدر سختی ؟ تا کی ؟
ولی ببین یه پیامک قشنگ چی می گه ؟
میگه: "دریای طوفانی خدا، ناخدای لایق می سازد، همیشه ممنون لحظات سخت زندگیت باش."
من به این جمله ایمان دارم.
غصه ی پولو نخور به قول معروف چرک کف دسته میادو میره، همین جا از خدا می خام هر چی بخای الان و توی زندگی آینده ات بهت بده.
و سوم اینکه داشتم به درد دل زنی تقریبا ۵۴ ساله گوش می دادم که ۱ جملش چشمام منو خیس کرد.
اون بنده خدا کلاس چهارم ابتدایی، نهضت سواد آموزی میره.
توی اتوبان بودیم که بهم گفت معلمم بهم گفته از زندگیه خودتون انشا بنویسید منم براش نوشتم.
ازش پرسیدم چی نوشتی ؟ با یه خورده مکثو یه آه از ته دل اینطوری جواب دادم.
گفت نوشتم:
"هر چی فکر می کنم، از بچگیم تا حالا توی زندگیم روز خوشی ندیدم ولی بازم خدارو شکر، بازم خدا رو شکر که خدا ۴ تا بچه سالم بهم داده و من از همشون راضی هستم"
جمله ی خیلی قشنگی گفت و من به فکر فرو برد، این جملش دل منو برد "هر چی فکر می کنم، از بچگیم تا حالا توی زندگیم روز خوشی ندیدم."
از اون اوسا کریم می خام کمکش کنه نه به این خانوم به همه کمک کنه تا کسی تنها نباشه تا همه خوش باشند تا همه هر جور دوست دارند خرج کنند.
و در آخر حرف دل خودم که از ته دل می گم:
با تو بودن، ای کاش تا ابد ممکن بود
لحظه ی دیدار تو، تا ابد ساکن بود"
سپاس گزارم.