تبليغاتX
روزهایی که گذشت...
از اینکه فکر می کنم بهترینم ازم دور شده ناراحتم. با اون بودن غنیمت. چقدر زود گذشت....


روزهایی که گذشت...







http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://aminqomashi.persiangig.com/audio/Mehnat%20Abad.mp3

سلام خوبيد.

راستشو بخواهيد چند روزي مي خاستم آپ كنم اما فرصت نمي شد با اين دانشگاه و درس و مطالعه فرصت آپ كردنم كم شده.

خب بگذريم بريم سر آپمون.

البته بايد كه چند تا آپ جالب داشتم كه مي خاستم هر كدومو جداگانه بنويسم اما نشد به همين دليل اتفاقات و چيزهايي كه مي خاستم بنويسمو با هم مي گم براتون.

موضوع اولم اينه كه مي خاستم در مورد روابط دختر و پسر بنويسم يعني يه جور بحث چند تا سوال داشتم خاستم از چند نفر بپرسم اما يازم نشد.

راستي دخترو پسر بايد چه رابطه اي با هم داشته باشند منظورم اينه كه چه جوري باهم باشند مثلا توي همين دانشگاه ها.

اصلا آيا يه دختر بايد با يه پسر دوست باشه يا اينكه چرا بعضي از ما پسرها دنبال دخترها هستيم يا بعضي از شما دخترها دنبال شما پسرها هستيد ؟

چرا وقتي مي دونيم كه اگه هم دوست شديم مي دونيم آخرش جدايي هست ولي بازم ادامه ميديم ؟

چرا وقتي باهم دوست ميشيم خودمون مي خواهيم يه جوري از هم جداشيم تا به مشكل بر نخوريم منظورم از مشكل عاشقيه اگه عاشق باشيم جدايي خيلي سخته

چرا به خودمون تلقين مي كنيم كه بايد با هم باشيم ؟

چه چيزهايي باعث ميشه كه ماها اينطوري بشم ؟

چه كمبود هايي توي زندگي احساس مي كنيم كه به سراغ اينكارا مي ريم ؟

باور كنيد از يه نفر پرسيدم چرا با فلان دختر دوست شدي ؟ اصلا هدفت چي بود ؟

اون پر مونده بود چي بگه.

حرفي براي گفتن نداشت به جز تلقين به خودش كه بايد دوست بشه.

موضوع بعدي اينكه:

ديروز پيش چندتا از دوستام بودم.

رفته بودم بهشون سر بزنم خابگاه.

يه دو سه ساعتي با هم بوديم بعد ديدم كه دوتا از دوستام رفتن يه طرف نشستن پشت پرده و يواشكي يه كارايي مي كردند.

بعد نيم ساعت اومدنو نشستيم با هم حرف زديم.

بعد اون دوستم تنها شدف ديدم دست راستشو هي جمع مي كنه.

بهش گفتم چرا اينطوري مي كني چيزي نگفت.

دستشو كردم پايين ديدم كه روي ساعد دستش جاي تيغ مونده خون هم ميومد.

دستش خيلي خراب بود.

ازش پرسيدم چرا اينطوري كردي ديوونه.

گفت اعصابم خود بود.

گفتم يعني چي اعصابم خورد بود مگه هر كي اعصابش خورده بايد اينطوري بكنه ؟

چيزي نگفت.

ازم پرسيد تو اعصابت خورد نمي شه.

منم گفتم وقتي من اعصابم خورد ميشه بايد برم دستمو تيغ تيغ بكنم ؟ اينطوري به خودم آسيب برسونم ؟

هيچي نگفت.

خيلي دوست داشتم دليل كارشو مي دونستم.

البته مي شد حدس زد.

اين كار هم مثل همون سيگار كشيدنه كه بعضي ها فكر مي كنند كه با اين كارا خيلي بزرگ مي شند همش توي چشم هستند.

فقط مي تونم بگم متاسفم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23 ساعت 12:32  توسط امین  | 


به قول بابام، ما آدمها یه مشکلی داریم، اونم اینکه که هیچ وقت نمی تونیم همدیگرو درک کنیم.

تا حالا فکر کردید چرا ؟

اصلا تا حالا خودتونو جای کسی گذاشتید که مشکلی داشته باشه ؟

مثلا از لحاظ مالی یا خانوادگی یا اصلا عاشق باشه ؟

اصلا تا حالا فکر کردید چرا ما وقتی یه مشکلی داریم به اون کسی که با ما ابراز همدردی می کنه می گیم، نمی دونی چقدر سخته یا اینکه جای من نیستی که بفهمی چه دنیایی دارم ؟

تا حالا فکر کردید ما چه جوری احساسمونو به دیگران منتقل می کنیم ؟

اون احساس می تونی هم شادی باشه هم غم.

شاید بگید چه سوال مسخره ای، خب ما وقتی ناراحت یا شاد باشیم اون مخاطب از قیافمون می فهمه ناراحتیم یا شاد.

درست می گید، ولی من از روی دیدن قیافه ی طرف نمی گم.

مثلا ما یا بهتره بگم من، وقتی ناراحتم می خوام به دوستم پیامک بدم من امروز یه مشکلی دارم مثلا نمی تونم بیام بیرون، اینطوری میدم.

سلام محسن خوبی شاید امروز نتونم بیام.

خوش باشید.

حالا شاید بازم با خودتون بگید این یه نوشته ی ساده هستش و اون دوست من فقط خبر داره که من پیام دادم نمیام بیرون.

 ولی با دیدن این انیمیشن می بینه که من ناراحتم و از من دلیل ناراحتیمو می پرسه.

یا برعکسش پیام شادی بدم.

یا اینکه می خواهم به دوستمون بگم که من حمایتت می کنم و پُشتتم.

می گم دارمت رفیق.

می خوام بگم که چقدر خوبه آدم ها با یه انیمیشن بهم می فهمونن که ناراحتن یا خوشحال یا گریون.

یعنی ماها با این انیمیشن ها احساس همدیگرو بهم منتقل می کنیم.

مثلا وقتی یکی ازمون توی پیامک خیلی سوال می پرسه با این انیمیشن بهش می فهمونیم که دیگه اعصابمو خورد کردی.

چقدر خوب و قشنگ.

حالا ای کاش می شد با همین انیمیشن ها بهم دیگه کمک می کردیم.

ای کاش با این انیمیشن ها به عشقامون می فهموندیم که چقدر دوستشون داریم.

ای کاش زندگی ماها با این انیمیشن ها بود.

ای کاش ...

ای کاش ...

به همین سادگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03 ساعت 19:19  توسط امین  |