سلام خوبيد.
راستشو بخواهيد چند روزي مي خاستم آپ كنم اما فرصت نمي شد با اين دانشگاه و درس و مطالعه فرصت آپ كردنم كم شده.
خب بگذريم بريم سر آپمون.
البته بايد كه چند تا آپ جالب داشتم كه مي خاستم هر كدومو جداگانه بنويسم اما نشد به همين دليل اتفاقات و چيزهايي كه مي خاستم بنويسمو با هم مي گم براتون.
موضوع اولم اينه كه مي خاستم در مورد روابط دختر و پسر بنويسم يعني يه جور بحث چند تا سوال داشتم خاستم از چند نفر بپرسم اما يازم نشد.
راستي دخترو پسر بايد چه رابطه اي با هم داشته باشند منظورم اينه كه چه جوري باهم باشند مثلا توي همين دانشگاه ها.
اصلا آيا يه دختر بايد با يه پسر دوست باشه يا اينكه چرا بعضي از ما پسرها دنبال دخترها هستيم يا بعضي از شما دخترها دنبال شما پسرها هستيد ؟
چرا وقتي مي دونيم كه اگه هم دوست شديم مي دونيم آخرش جدايي هست ولي بازم ادامه ميديم ؟
چرا وقتي باهم دوست ميشيم خودمون مي خواهيم يه جوري از هم جداشيم تا به مشكل بر نخوريم منظورم از مشكل عاشقيه اگه عاشق باشيم جدايي خيلي سخته
چرا به خودمون تلقين مي كنيم كه بايد با هم باشيم ؟
چه چيزهايي باعث ميشه كه ماها اينطوري بشم ؟
چه كمبود هايي توي زندگي احساس مي كنيم كه به سراغ اينكارا مي ريم ؟
باور كنيد از يه نفر پرسيدم چرا با فلان دختر دوست شدي ؟ اصلا هدفت چي بود ؟
اون پر مونده بود چي بگه.
حرفي براي گفتن نداشت به جز تلقين به خودش كه بايد دوست بشه.
موضوع بعدي اينكه:
ديروز پيش چندتا از دوستام بودم.
رفته بودم بهشون سر بزنم خابگاه.
يه دو سه ساعتي با هم بوديم بعد ديدم كه دوتا از دوستام رفتن يه طرف نشستن پشت پرده و يواشكي يه كارايي مي كردند.
بعد نيم ساعت اومدنو نشستيم با هم حرف زديم.
بعد اون دوستم تنها شدف ديدم دست راستشو هي جمع مي كنه.
بهش گفتم چرا اينطوري مي كني چيزي نگفت.
دستشو كردم پايين ديدم كه روي ساعد دستش جاي تيغ مونده خون هم ميومد.
دستش خيلي خراب بود.
ازش پرسيدم چرا اينطوري كردي ديوونه.
گفت اعصابم خود بود.
گفتم يعني چي اعصابم خورد بود مگه هر كي اعصابش خورده بايد اينطوري بكنه ؟
چيزي نگفت.
ازم پرسيد تو اعصابت خورد نمي شه.
منم گفتم وقتي من اعصابم خورد ميشه بايد برم دستمو تيغ تيغ بكنم ؟ اينطوري به خودم آسيب برسونم ؟
هيچي نگفت.
خيلي دوست داشتم دليل كارشو مي دونستم.
البته مي شد حدس زد.
اين كار هم مثل همون سيگار كشيدنه كه بعضي ها فكر مي كنند كه با اين كارا خيلي بزرگ مي شند همش توي چشم هستند.
فقط مي تونم بگم متاسفم.