تبليغاتX
روزهایی که گذشت...
از اینکه فکر می کنم بهترینم ازم دور شده ناراحتم. با اون بودن غنیمت. چقدر زود گذشت....


روزهایی که گذشت...







http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://aminqomashi.persiangig.com/audio/Mehnat%20Abad.mp3

سلام

نمی دونم شما هم مثل من تاحالا باهاش برخورد کردید یا نه.

چند روز پیش بود رفتم به پست الکترونیکیم سر بزنم، دو یا سه تا نامه بیشتر نداشتم.

با خودم گفتم برم توی چت ببینم پیامی که خونده نشده دارم یا نه.

همین طور که داشتم پیام هارو می خوندم یه نفر به من پیام آنلاین داد.

یه خورده سلام و احوال پرسی کرد، از خودش تعریف کرد از وضع زندگیش.

اون یه دختر بود، یه دختر 17 ساله از تهران.

یه خورده ناراحت بود، اصلا ناراحتی و ناراضی بودن رو از توی پیام هاش میشد بخونی.

ازش پرسیدم اسمت چیه ؟ چند سالته ؟ از کجایی ؟

پرسیدم چرا اینقدر ناراحت و ناراضی هستی ؟

شروع کرد به تعریف کردن:

من یه دختر 17 ساله از تهران هستم، ما توی خانواده 6 نفریم.

من 3تا بردار دارم و من آخرین فرزند هستم.

قیافم زیاد خوب نیست، لاغر اندام هستم.

مامانم همیشه فکر می کنه که من همیشه باید همه چیو بهش بگم، اما من نمی گم، چون حوصله ی داد و بیداد ندارم.

مامانم منو درک نمی کنه، وقتهایی که نیستم می ره توی اتاقم وسایلمو می گرده، اگه هم من بهش بگم چرا این کارارو می کنی، میگه من مامانت هستم باید همه چیزو بدونم.

اون حتی دفتر خاطرات منو می خونه و اصلا درک نمی کنه که من دوست دارم برای خودم یه دنیای خصوصی داشته باشم.

توی خانواده ی ما هیچکی به من محبت نمی کنه، داداشام همش مسخره ام می کنند، تموم اینها باعث می شه که من نتونم با اونا با محبت برخورد کنم، به خاطر همین کارا از نگاه اونا من یه دختر بداخلاقی هستم.

من حتی توی خونه آزاد نیستم و نمی تونم برای تفریح از خونه برم بیرون.

من از نظر  اونا بی اعتمادم.

حتی بعضی وقتها به اینترنت اومدن من هم گیر میدن.

منم دوست دارم مثل تموم بچه های دیگه موبایل داشته باشم، دوست دارم موبایلم خصوصی باشه نه هر دفعه ازم بگیرن و فوزولی بکنند.

داداشم که 9 سال از من بزرگتره همش شکایت منو پیش بابام می کنه و همش به بابام می گه که من از خونه بیرون نرم، اون دوست داره به اصطلاح خودش مچ منو بگیره اما هیچ وقت نتونسته چون من کار بدی نکردم.

اون از من پرسید تو هم خانوادت این قدر اذیتت می کنن ؟ اینقدر گیر بهت می دهند ؟

قبل از اینکه براش تعریف کنم به شما می گم که اون دختر اسمی که برای خودش انتخاب کرده بود رو  مخصوصا ننوشتم، چون نام ها احساس های مختلفی رو در آدم بی می انگیزد که می تواند مثبت یا منفی باشه.

خب، حالا منم جواب سوالشو اینطوری دادم:

تو دختر خوبی هستی  سالمی، توانمندی، مدرسه میری و درس می خونی. برا چی خودتو دست کم می گیری .

آرامش خودتو حفظ کن از توانایی هات برای حل مشکلاتت استفاده کن.

کی گفته که تو نباید بری بیرون یا دفتر خاطرات نداشته باشی، چرا تو فکر می کنی که قیافت خوب نیست ؟

هر آدمی یه جورایی قشنگه.

شاید شماها به خودتون بگید این حرفتو قبول ندارم، قیافه آدمها با هم فرق می کنه،  آدمها یا زشتن یا خوشکل.

ولی من براتون دلیل دارم، مثل منظره ها، نمی شه بگی که کوه قشنگه اما دریا زشته، بالاخره هر کسی یه قیافه ای داره، اصلا اونایی که خوشکل هستند الان چی کار میکنند ؟ اینم مثل همون چاق و لاغری هست، اون دختر می گفت من لاغرم.من می خوام بهش بگم اونی که چاقه چی بگه ؟ تو که لاغری می تونی خودتو بهتر بکنی ولی اونی که چاقه لاغر شدن خیلی برای سخته.

فرق گذاشتن بین بچه ها، لاغر بودن، خوشکل نبودن، بی اعتمادی و... اینا مشکلات تو توی زندگیته.

تو باید قبول کنی که زندگی با مشکل همراه، هیچ کسی نیست که بدون مشکل باشه.

اصلا وجود این مشکلا توی سن نوجوانی برای تو طبیعیه.

معنی آزادی اونجوری که برای تو راحت و معمولی برای مامان و بابات معمولی نیست.

اگه می خواهی تمام مشکلاتت حل شه باید خودتو باور کنی خودتو دست کم نگیری و کم کم با خواسته های مامان و بابات موافقت کنی تا تو کمی بزرگتر شی و اونا به تو اعتماد کنند.

اونا شاید در نشون دادن محبت خودشون به تو ناتوان باشند اما مطمئن باش که دوستت دارند.

اگه اونا به تو محبت نمی کنند تو به اونا محبت کن، اگه داداشت با تو بد برخورد می کنه تا با اون خوب برخورد کن، تا خودشون متوجه اشتباهشون بشن.

همه ی حرفای من اینا بود.

اما اینو برای شما می گم:

مادر و پدرها ممکنه بعضی وقتها اشتباه کنند، این اشتباه می تونه ناشی از خستگی، فشارهای زندگی و مالی باشه.

وقتی که ما بچه ها توی زندگی  از همون اول یه کاری کنیم که اعتماد پدر و مادرامونو جلب کنیم توی این سن به مشکل بر نمی خوریم، حتی اونا وقتی به مشکلی برخورد می کنند از ما مشورت هم می خواهند.

وقتی که ما همیشه بگیم به درد نمی خوریم یا زشتیم، یا لاغریم یا چاق و...

مطمئن باشید هیچ وقت موفق نیستیم.

خود من یه مدتی بود واقعا ناامید بودم، زندگی برام معنی نداشت اما فرق کردم، خودم فرق کردم.

برایان تریسی می گه:

 هیچ کس زرنگ تر و بهتر از خودت نیست.

یه ضرب المثل امریکایی می گه:

Don’t Sell Yourself Short                         You Are The Best

یعنی:

خودتو دست کم نگیر تو بهترینی.

اگه یه خورده روی این جمله ها فکر کنی خیلی به زندگیت امیدوار میشی.

پس بازم میگم بچه ها:

سخت نگیرید

 Take It Easy

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22 ساعت 15:37  توسط امین  |