سلام امیدوارم حالتان خوب باشد امروز می خوام در مورد یه مطلبی که خیلی باهاش برخورد کردم براتون بنویسم.
بعضی افراد هستند پر مدعا توی همین دانشگاه خودمونو می گم.
اسمشو نمی برم.
ولی طرف وقتی راه می ره ادعا از قیافش می ریزه.
پیش همه ادعا می کنه نوبتش رسید به من.
نمی دونم چرا فکر می کنه خیلی بزرگه.
به خاطر چی... یه خورده اطلاعات.
حالا کاری بهش ندارم چیزایی که برخورد کردمو می گم.
مثلا می ری توی مغازه، صاحب مغازه پشت میزه برای احترام به تو حتی از پشت میز هم بلند نمی شه.
همین طوری نشسته و دستور میده خیلی هم جالبه توی همه چی ادعا می کنه همه چی کم نمیاره.
پاشو انداخته رو اون پاش زیر کولر گازی لَم داده انگار نه انگار بعدش چه چاخانهایی می گه اساسی.
همین دوستم توی دانشگاه به هر کی گیر می ده هیچکی چیزی بهش نمی گه.
نوبت رسید به من.
یه خورده گیر داده و چرت و پرت گفت.
نشستم پیشش در مورد کامپیوتر باهاش صحبت کردم.
دروغ نمی گم اطلاعاتش در مورد سخت افزار کامپیوتر از من بیشتر بود اما نه زیاد.
سر کلاس کنفرانس در مورد ماهواره و شبکه های کامپیوتری داشت.
با حالت مسخره انگیزی بلند کنفرانس می داد هیچکی هم چیزی نمی گفت.
منم از اون عقب بلند گفتم: این چه طرز کنفرانس دادنه.
بعد از کلاس اومدو گفت خیلی بل بل زبونی می کنی.
گفت من وقتی کنفرانس می دم بعد از کنفرانسم ۱۰ نفر دورم جمع اند و ازم سوال می پرسند اما تو چی یه کنفرانس زبان که می دی هیچی دورت نیست.
منم گفتم: خب معلومه.
تو داری در مورد ماهوراه توضیح می دی.
همه ماهواره دارند همه می خواهند ازش استفاده مجانی بکنن این چیزه خاصی نیست.
گفتم: من وقتی کنفرانس زبان می دم دارم به بچه ها درس می دم و یه چیزه جدید یادشون میدم شاید بعد از کنفرانس کسی دورم نباشه اما هیچ ادعایی ندارم همین.
توی سایت کامپوتر بودم اومدو گفت:
آقای قماشی خیلی ادعا می کنی.
گفت من اگه توی این دانشگاه به کسی محل نزارم همه میان بهم سلام می کنند اما تو چی.
گفت: همه ی این بچه ها به من نیاز دارم.
منم با آرامش کامل گفتم آره تو راست می گی.
تو یه روز به کسی محل نزار ببین کی سلام می کنه.
خدا اون بالا نشسته.
بلند شدمو یه دست زدم توی سینه اش گفتم: به هیچ جا نمی رسی چون ادعا داری.
خلاصه ی داستان.
هیچ وقت ادعا نکنید حتی اگه اولین هستید.
برایان تریسی میگه:
"هیچ کس زرنگ تر و بهتر از خودت نیست".
پس سخت نگیر
Take It Easy